کد خبر: ۴۳۹

ندا سید اسمعیلی کارشناس ارشد سیستم ها و روش ها - دکتری مهندسی صنایع

اهمیت توجه به سلامت روان کارکنان؛ جزئی جدایی‌ناپذیر از اجرای HSE

در اغلب گزارش‌ها و تحلیل‌های حوادث ایمنی، تمرکز اصلی بر نقص فنی تجهیزات، خطای اپراتور، ضعف نظارت یا نارسایی دستورالعمل‌هاست. با وجود اهمیت این عوامل، تجربه‌های میدانی نشان می‌دهد که در بسیاری از حوادث، پیش از وقوع رویداد اصلی نشانه‌هایی وجود داشته که نه در گزارش‌های فنی ثبت شده‌اند و نه در چک‌لیست‌های متداول ایمنی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

افقی سلامت روان

یکی از این عوامل، وضعیت روانی و ذهنی کارکنان، به‌ویژه اپراتورها و رانندگان ماشین‌آلات است. عوامل روانی در بسیاری از تحلیل‌های حوادث جدی یا حتی مرگبار نادیده گرفته می‌شوند، زیرا معمولاً اطلاعات مشخصی درباره وضعیت روحی و رفتاری فرد در گزارش حادثه وجود ندارد. در مواردی مشاهده شده است که یک اپراتور یا راننده بسیار ماهر که سال‌ها بدون حادثه کار کرده، ناگهان دچار اشتباهی جدی شده و حادثه‌ای مانند واژگونی ماشین یا تصادفی مرگبار را رقم زده است.

مسئولان و افسران HSE که ارتباط مستقیمی با کارکنان دارند، می‌توانند با مشاهده تغییرات غیرعادی در رفتار افراد، از وقوع بسیاری از حوادث جلوگیری کنند. برای مثال، اپراتوری که معمولاً فردی شوخ‌طبع است اما ناگهان بی‌حوصله می‌شود، فردی که برای چند روز در خود فرو می‌رود یا شخصی که معمولاً آرام بوده اما به‌طور غیرعادی پرخاشگر می‌شود، ممکن است در شرایطی قرار داشته باشد که بر تمرکز، تصمیم‌گیری و عملکرد او تأثیر گذاشته است.

بنابراین، سلامت روان در محیط‌های کاری پرریسک موضوعی رفاهی یا جانبی نیست، بلکه یکی از عوامل مؤثر بر ایمنی و بهره‌برداری محسوب می‌شود. مدیران و مسئولان HSE باید این موضوع را در ارزیابی‌های ریسک خود مورد توجه قرار دهند و شرایطی را که می‌تواند توان تمرکز، دقت و استفاده آگاهانه از مهارت‌های کارکنان را کاهش دهد، شناسایی کنند.

همچنین برخی عوامل مانند فشار کاری، کار طولانی‌مدت در شرایط پرریسک، تنهایی هنگام کار، اختلال خواب و حتی اعتیاد، به‌ویژه در میان رانندگان و اپراتورها، می‌تواند در افزایش ریسک حوادث مؤثر باشد و باید در ارزیابی‌های ایمنی مورد بررسی قرار گیرد.

سلامت روان از منظر ایمنی عملیاتی

در بسیاری از سازمان‌ها، سلامت روان به‌اشتباه با تشخیص و درمان بیماری‌های روان‌پزشکی یکسان تلقی می‌شود. همین برداشت نادرست، مانعی برای ورود این موضوع به حوزه ایمنی ایجاد کرده است.

در حوزه HSE هدف تشخیص بیماری یا ورود به حریم شخصی افراد نیست؛ بلکه هدف، اطمینان از توانایی فرد برای تصمیم‌گیری و انجام ایمن کار در شرایط مورد نظر است. برای مثال، اپراتوری که دچار خستگی ذهنی، فشار روانی یا اختلال خواب شده، الزاماً بیمار نیست؛ اما ممکن است در همان مقطع زمانی، تمرکز و سرعت واکنش لازم برای انجام یک فعالیت پرریسک را نداشته باشد.

به همین دلیل، لازم است میان بیماری روانی و شرایط روانی ناشی از محیط و دینامیسم کاری تفاوت قائل شویم. گاهی سازمان‌ها با این فرض که فرد هنگام استخدام از سلامت روان برخوردار بوده، به عواملی که در طول کار موجب خستگی و فشار روانی او می‌شوند توجه کافی ندارند. عواملی مانند فشار بیش از حد، رفتار نامناسب مدیران و سرپرستان، مشکلات اقتصادی و نبود استراحت کافی می‌توانند بر عملکرد ایمن کارکنان اثر بگذارند.

مدل لایه‌های پایش سلامت روان مرتبط با حوادث

برای تبدیل سلامت روان از یک مفهوم کلی به ابزاری اجرایی در مدیریت ایمنی، می‌توان نشانه‌ها را در سه لایه بررسی کرد:

۱. نشانه‌های فردی

این نشانه‌ها بیشتر توسط خود فرد تجربه می‌شوند و می‌توانند شامل اختلال در الگوی خواب، مصرف داروهایی با عوارض مؤثر بر عملکرد، نوسانات خلقی، کاهش تمرکز، خستگی ناشی از کار مداوم و بدون استراحت، نگرانی‌های اقتصادی و تأثیر رفتارهای نامناسب مسئولان و سرپرستان باشند.

اگرچه بسیاری از این موارد مستقیماً قابل پایش سازمانی نیستند، اما تغییرات رفتاری ناشی از آن‌ها می‌تواند به‌عنوان نخستین سیگنال هشدار مورد توجه قرار گیرد.

۲. نشانه‌های رفتاری

این نشانه‌ها برای سرپرستان و مسئولان HSE اهمیت زیادی دارند، زیرا بدون ورود به حریم خصوصی افراد و با مقایسه رفتار فعلی آن‌ها با وضعیت معمولشان قابل مشاهده هستند. از جمله این نشانه‌ها می‌توان به کاهش سرعت یا دقت واکنش، افزایش خطاهای تکراری، بی‌توجهی به دستورالعمل‌ها و چک‌لیست‌های ایمنی، کم‌حرفی و بی‌توجهی در هنگام گفتگو، پرخاشگری یا بی‌تفاوتی غیرعادی، دوری از همکاران، فرو رفتن در خود، خیره شدن و سکوت طولانی هنگام گفتگو، گرایش غیرعادی به خوابیدن و افزایش مصرف سیگار اشاره کرد.

این نشانه‌ها لزوماً بیانگر یک بیماری روانی نیستند، اما ممکن است نشان دهند که فرد در شرایط مناسبی برای انجام فعالیت‌های حساس و پرریسک قرار ندارد.

۳. نشانه‌های عملکردی

پیش از وقوع بسیاری از حوادث جدی، ممکن است نوعی انحراف در عملکرد فرد یا فرآیند بهره‌برداری مشاهده شود. افزایش شبه‌حادثه‌ها، افزایش خطاهای عملیاتی، تغییر در الگوی بهره‌برداری و برخی توقف‌های غیرعادی ماشین‌آلات از جمله این موارد هستند. البته نباید هر تغییر عملکردی را مستقیماً به عوامل روانی نسبت داد و بررسی دقیق همه عوامل مؤثر ضروری است.

از قضاوت فردی تا تصمیم‌گیری سیستماتیک

یکی از نگرانی‌های رایج در پرداختن به سلامت روان کارکنان، احتمال برچسب‌زنی یا ایجاد حساسیت‌های فردی است. راهکار مناسب، جایگزین کردن قضاوت شخصی با تصمیم‌گیری سیستماتیک، مستند و غیرتنبیهی است.

برای این منظور، سازمان باید دستورالعمل‌ها و معیارهای مشخصی داشته باشد که در شرایط مختلف بتوان به آن‌ها استناد کرد. این دستورالعمل‌ها باید بخشی از مستندات سازمان باشند و در دوره‌های مشخص بازنگری شوند.

برای مثال، اگر به‌طور هم‌زمان دو نشانه رفتاری و یک نشانه عملکردی در فرد مشاهده شود، می‌توان او را به‌صورت موقت از فعالیت‌های پرریسک دور کرد تا شرایط بررسی شود. چنین اقدامی نباید به‌عنوان تشخیص بیماری یا تنبیه فرد تلقی شود، بلکه باید بخشی از فرآیند مدیریت ریسک باشد. اطلاع‌رسانی صحیح به کارکنان در این زمینه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فرد باید بداند که این اقدام برای حفاظت از خود و دیگران انجام می‌شود.

سلامت روان؛ معاینه فنی نیروی انسانی

در پروژه‌های عمرانی، راه‌سازی و معدنی، هیچ ماشین‌آلاتی بدون بررسی و اطمینان از سلامت فنی نباید وارد عملیات شود. به همین ترتیب، نیروی انسانی نیز در فعالیت‌های پرریسک نیازمند نوعی پایش سلامت و صلاحیت بر اساس دستورالعمل‌ها و معیارهای مشخص است.

البته این پایش با معاینه فنی ماشین‌آلات تفاوت دارد؛ سلامت ماشین‌آلات بیشتر سخت‌افزاری است، در حالی که پایش وضعیت روانی و رفتاری کارکنان نیازمند مشاهده، شناخت و ارزیابی مستمر شرایط کاری است.

علاوه بر معاینات دوره‌ای جسمانی، باید زمینه‌های مناسب برای توجه به وضعیت روانی کارکنان نیز فراهم شود. با این حال، به دلیل حساسیت‌های فرهنگی، مطرح کردن مستقیم موضوع معاینه روانی ممکن است با واکنش منفی افراد روبه‌رو شود. از این رو، لازم است این موضوع با ظرافت و با هدف ارتقای ایمنی و حفاظت از کارکنان مطرح شود.

آموزش سرپرستان، مسئولان HSE و کارکنانی که ارتباط مستقیمی با اپراتورها و کارگران دارند نیز می‌تواند به ایجاد روش‌های مناسب و غیرمستقیم برای شناسایی نشانه‌های هشدار کمک کند.

جمع‌بندی

سلامت روان در پروژه‌های عمرانی موضوعی صرفاً فردی یا انسانی نیست، بلکه یکی از عوامل مهم در زنجیره بروز حوادث محسوب می‌شود. شناسایی به‌موقع نشانه‌های رفتاری و عملکردی می‌تواند به پیشگیری از حوادث جدی کمک کند.

این موضوع در کشور ما هنوز به‌طور گسترده مورد توجه قرار نگرفته و پژوهش‌های اختصاصی در زمینه ارتباط سلامت روان و عملکرد HSE محدود است. طرح این موضوع می‌تواند زمینه‌ای برای توجه بیشتر فعالان حوزه HSE و ثبت تجربیات میدانی آنان فراهم کند تا در آینده، روش‌های اجرایی، دستورالعمل‌ها و چک‌لیست‌های علمی و کاربردی‌تری تدوین شود.

سازمان‌هایی که بتوانند تغییرات رفتاری و عملکردی کارکنان را به‌موقع و بدون رویکرد تنبیهی شناسایی و تحلیل کنند، نه‌تنها احتمال وقوع حوادث را کاهش می‌دهند، بلکه به سطح بالاتری از بلوغ در فرهنگ ایمنی دست خواهند یافت.

 

گزارش خطا