دکتر علیرضا عینیفر، استاد تمام معماری دانشگاه تهران و عضو پیشین کمیتههای نمای شهر تهران
هویت گمشـــــده در نمـــای شـــــهر؛ از معــــــماری ایرانی تا نماهای رومــــــی
هویت بصری شهر، سالهاست به یکی از مهمترین موضوعات در معماری و مدیریت شهری ایران تبدیل شده است؛ امروز هر شهروندی که در خیابانهای پایتخت قدم میزند، با نوعی آشفتگی در سیمای شهر مواجه میشود؛ شهری که در آن، برجهای شیشهای، نماهای موسوم به رومی، ساختمانهای تمامسنگ، مجتمعهای لوکس و بناهای بیارتباط با بستر شهری در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، بدون آنکه زبان مشترکی میان آنها وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که اساساً هویت بصری شهر چگونه شکل میگیرد؟ آیا نماهای ساختمانی میتوانند بر سبک زندگی، روابط اجتماعی و تصویر ذهنی مردم از جامعه اثر بگذارند؟ و مهمتر از همه، چرا تهران امروز تا این اندازه دچار آشفتگی بصری شده است؟
دکتر علیرضا عینیفر، استاد تمام معماری دانشگاه تهران و عضو پیشین کمیتههای نمای شهر تهران، در گفتوگویی تفصیلی با صبا نفت به واکاوی ریشههای این بحران پرداخته و معتقد است آنچه امروز در شهر دیده میشود، حاصل چند دهه تصمیمگیری جزیرهای، غلبه سرمایه بر معماری و تقلیل مفهوم شهر به مجموعهای از ساختمانهای منفرد است.
او در ابتدای این گفتوگو تأکید کرد: اساساً نمیتوان درباره هویت بصری شهر، بدون تعریف نوع نگاه به شهر سخن گفت. مهمترین مشکل در مدیریت شهری ایران این است که شهر بهعنوان یک کل زنده و پیوسته دیده نمیشود، بلکه هر بخش آن بهصورت جداگانه مورد تصمیمگیری قرار میگیرد. در حالی که در شهر، گذشته، حال و آینده بهصورت درهمتنیده حضور دارند و نمیتوان هر بخش را جدا از دیگری تحلیل کرد.
عینیفر گفت: ما در قوانین و مقررات شهری دائماً از هویت بصری حرف میزنیم اما در عمل، برخورد ما با شهر کاملاً جزیرهای است. یک بنای تاریخی برای ما اهمیت پیدا میکند اما ارتباط آن با شهر دیده نمیشود. در حالی که شهر مجموعهای از لایههای زمانی، فرهنگی و اجتماعی است که باید در کنار هم فهمیده شود.
این استاد معماری دانشگاه تهران با اشاره به تخریب خانههای قدیمی در تهران افزود: بسیاری از فضاهای قدیمی قربانی نگاه مصرفی شدهاند در حالی که در بسیاری از کشورها، حتی خانهای معمولی اگر با یک شخصیت فرهنگی یا رخداد تاریخی پیوند داشته باشد به بخشی از حافظه عمومی شهر تبدیل میشود.
او ادامه داد: امروز حتی بناهای معاصر نیز میتوانند در حوزه میراث فرهنگی ارزش داشته باشند؛ یعنی هر فضایی که اثری فرهنگی بر جامعه بگذارد، بخشی از حافظه شهری محسوب میشود، خواه تاریخی باشد یا معاصر.همانطور که در دنیا برخی ساختمانهای مدرن معاصر اکنون در فهرست آثار واجد ارزش قرار گرفتهاند.
عینیفر با اشاره به اینکه تصویر ذهنی مردم از شهر، حاصل مجموعهای از عوامل تاریخی، فرهنگی، کالبدی و اجتماعی است، گفت: اگر بتوان این عناصر را بهصورت مولد وارد زندگی شهری کرد، شهر هویت پیدا میکند اما وقتی سازمانهای مختلف هرکدام بهصورت مستقل و جزیرهای عمل میکنند، نتیجه چیزی جز آشفتگی نخواهد بود.
او همچنین با نقد نگاه رایج به زیباسازی شهری تصریح کرد: مسئله هویت بصری فقط به زیبایی نما محدود نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت زندگی شهروندان و تصویر ذهنی آنها از جامعه اثر میگذارد. برخوردی که صرفاً به پوسته ظاهری شهر توجه کند، اساساً نگاه درستی به معماری نیست.
او با تاکید بر اینکه شهر، بستری برای شکلگیری تجربه زیسته مردم است، تصریح کرد: وقتی درباره منظر شهری صحبت میکنیم، در واقع درباره کیفیت زندگی صحبت میکنیم. مردم از طریق فضاهایی که در آن زندگی میکنند، جامعه خود را درک میکنند. این تصویر ذهنی میتواند احساس تعلق، آرامش و غرور ایجاد کند یا برعکس، حس بیگانگی و آشفتگی به وجود بیاورد.
عینیفر گفت: در ایران، میان حقوق فردی و حقوق عمومی در حوزه معماری نوعی اختلال وجود دارد. از یک سو، برخی معتقدند شهرداری نباید درباره نمای ساختمانها دخالت کند و از سوی دیگر، ضوابط موجود آنقدر محدودکننده است که خلاقیت معمار را از بین میبرد.
عینیفر سپس با اشاره به تجربه حضور خود در کمیتههای نما افزود: بسیاری از ساختمانها در مرحله اجرا، بهکلی با طرح مصوب تفاوت پیدا میکنند، اما در پایان کار، کمیتهها عملاً در برابر عمل انجامشده قرار میگیرند. معمولا اعضا میان دو انتخاب دشوار قرار میگیرند یا باید تخلف را رد و پرونده را به کمیسیون ماده ۱۰۰ ارجاع دهند یا برخلاف وجدان حرفهای خود، ساختوساز انجامشده را تأیید کنند. اما چون سرمایه هنگفتی صرف ساخت بنا شده و تخلف نیز در زمان اجرا متوقف نشده، در نهایت اغلب راه دوم انتخاب میشود.
عضو پیشین کمیتههای نمای تهران با تاکید بر اینکه مسئله سیمای شهری باید در سطح برنامهریزی کلان حل شود، نه صرفاً در کمیتههای موضعی، تصریح کرد: حتی اگر کمیته نما، ساختمانی را با دقت بررسی و تأیید کند، ممکن است ساختمان مجاور بعداً از طریق کمیسیون ماده پنج، مجوز طبقات بیشتر بگیرد و کل هماهنگی شهری از بین برود.
وی افزود: در این حوزه، اگرچه طرح تفصیلی و ضوابط شهری وجود دارد اما در مرحله اجرا، ظرافت و هماهنگی لازم دیده نمیشود و همه اینها ناشی از چرخهای معیوب است که در آن، نهادهای مختلف بدون هماهنگی عمل میکنند.
این استاد معماری در پاسخ به پرسشی درباره سبک معماری تهران اظهار داشت: تهران سبک مشخصی ندارد و آنچه امروز دیده میشود، نوعی معماری التقاطی و آشفته و ملغمهای از سلیقهها، دورهها و مدهای مختلف است.در حالی که در گذشته، خانهها بر اساس نیاز واقعی مردم ساخته میشد، اما امروز سبک زندگی از پیش توسط سازندگان و سرمایهگذاران تعریف میشود.